درون اراضی عباس آباد تهران چه می گذرد؟

پل طبیعت از زمانی که باز کردن شد، یعنی سال ۱۳۹۳ بارها خبرساز شده است. گاهی برای جوایزی که طراحان بالغ این پل برای معماری و مدل سازی اش گرفته اند و گاهی غم بخاطر جوانانی که با این پل به زندگی شان اختتام داده اند.

طبق اعلام منتشرشده، مقدماتی فردی که از روی بزرگ ترین پل عبور و ممارست غیر خودرویی ناحیه اقدام به خودکشی کرد، یک پسر ۲۲ ساله و دانشجوی دانشگاه تهران بود. سپس از مدتی تکرار خودکشی ها روی پل طبیعت دغدغه پایتخت شد و حتی قوه قضائیه و پلیس تو این بن از شهرداری مطالبه اکید برای ایمن سازی آن کردند. حتی سرهنگ علی کارخانه – سرکلانتر سوم پلیس پیشگیری تهران ارشد – اطلاع دادن کرد: «مقام قضایی، شهرداری تهران را الزام کرده تا اصلاحات ساختاری لازم روی پل طبیعت انجام شود و شاهد کاهش خودکشی از روی این پل باشیم.»

اما باز هم خودکشی ها از روی این سازه که طرحش از تقسیم های تنیده درختان گرفته شده، تکرار شد و یک ماه بعد از اظهارات این مقام مسئول، یک دختر کبیر ۲۴ ساله خودش را از روی آن بوسیله پایین متباعد کرد.

آذرماه سال گذشته بود که میثم اخباری – مدیر روابط اشتراکی و امور بین الملل اراضی عباس آباد – از مصون سازی پل سرشت شناسایی داد و گفت: «قطعا طرح افزایش ضریب پناه پل سرشت قبل از فرجام سال روی سازه پل صنع گمارش خواهد شد اما نباید طرحی اجرا شود که زیبایی بصری پل خلقت را تحت الشعاع خود فراغت دهد.» با این حال تا کنون این طرح اجرا نشده است ولی این کود سرور محمدحسین حجازی – مدیرعامل باهم اتحاد کردن نوسازی عباس آباد – به ایسنا می گوید: «از هفته آینده اصلاح طرح امنیتی پل خلقت توسط پیمانکار عمل می شود و فراغت است بخشی از نگاهداری پل را با نمای شیشه ای بلند و بخش دیگری را با فنس انجام دهند. روی این طرح مدت ها فقره شده و مشابه  طرح پل های خارج از سرزمین است. از زمان تاسیس پل طبیعت تا کنون ۱۷ نفر از روی آن خودکشی کرده اند که متاسفانه بیشتر آنان جوان بوده اند. حدود پنج نفر غصه بالای ۴۰ یا ۵۰ سال داشته اند. بیشتر خودکشی حزن بر اثر معضلات اجتماعی و اخلاقی رخساره گرفته است. این موضوع دغدغه پایتخت شده وجود و حتی قوه قضائیه و نیروی انتظامی در این زمینه توقع موکد داشتند که خوشبختانه درون این دوره این اتفاق خواهد افتاد.» پل طبیعت

با این حال پل طبیعت یکی از نقاط گردشگری تهران است که مردم علاقه بسیاری برای پیاده روی روی آن نشان می دهند. این پل با طول تقریبی ۲۷۰ متر و ارتفاعی حدود ۴۰ متر حد فاصل بوستان بنادر و طالقانی، در سه گانه سطح بخاطر گذر پیاده، حرکت دورانی و کالسکه، همین طور فضاهای سرپوشیده و مکث روی اتوبان مدرس احداث شده است و بخش خاوری و غربی اراضی عباس آباد را به هم پیوند می دهد. نقشه کشی پل خلقت با ۷۰۰۰ متر مربع مساحت که مبصر ترین پل عبور و مرور غیر خودرویی سرزمین محسوب می شود، برگرفته از شاخه های تنیده درختان است و تا حالا جوایز متعددی از مسابقات جهانی دریافت کرده است. نقشه کشی این پل توسط دسته دیبا با عوامل کلیدی لیلا عراقیان، جادو یاسایی و علیرضا بهزادی که همگی جوان هستند، ایفا گرفته است.

پل طبیعت فقط یکی از نقاط گردشگری ۶۸ هکتاری اراضی عباس آباد محسوب می شود. مساحتی گسترده همراه با نقاط دیدنی بسیار که تأمین امنیت آن فرمان چندان سهل ای نیست. اراضی عباس آباد بین مسیرهای بزرگراه های مدرس، همت و رسالت فراغت دارد و شامل بوستان آب و آتش، گلستان سفرهای دریایی، پل ابریشم یک و دو، پل طبیعت، گنبد مینا، اسکیت پارک، بارو پرچم، گلستان نوروز، باغ تاریخچه و بوستان طالقانی می شود. ملکی دفاع مهذب هم در این محیط راحتی گرفته است و متروی حقانی و پایانه مسافربری شهری، دسترسی به این اراضی را ساده کرده است.

بوسیله گفته مدیرعامل مشارکت نوسازی عباس آباد، دوربین های مداربسته این منطقه فعالند و پلی که متروی حقانی و کفش دفاع مقدس را بوسیله باغ تاریخچه وصل می یواش را به تازگی از منطقه سه شهرداری تحویل گرفته اند تا امنیت مدنی این محدوده تحت کنترل باشد؛ به همین برهان تیمار روی پل، کیوسکی گذاشته اند و دو نیروی کوشا درون حال رفت و آمد روی آن هستند تا خدای نکرده شاهد اتفاق ناگواری نباشیم.

این اقدامات بعد از گزارش های نامطلوبی که بوسیله مدیریت این اراضی رسیده، داخل دست اقدام فراغت اندوهناک است.

حجازی بوسیله وضعیت پارک طالقانی هم اشاره می نرم: «بی مو اراضی عباس آباد پایین تر دیدن طرح حمایت مدنی است که با شرکت نیروی انتظامی انجام می شود. در این اراضی حدود ۲۵۰ نیرو داریم. بوسیله همین دلیل بی قراری از معضلات مدنی که در پارک طالقانی وجود داشته بشدت کاسته شده است.»

این روزها بوسیله مناسبت گرامی داشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس، اراضی عباس آباد و محدوده آن شلوغ تر از روزهای دیگر است و نیروهای انتظامی امین درون این محدوده زیاد هستند.

کمی دورتر از موزه دفاع مقدس یعنی داخل پارک طالقانی، خانواده ها بساط سفیر نیکشان را در آلاچیق ها پهن کرده اند. گاه گروهی از جوانان تو حال ورزش و دویدن هستند و گاهی هم جوانانی درون حال شکستن تخمه و گفتگو و گفت دیده می شوند. هر از گاهی حزن سالمندانی رد می شوند که این پارک را برای پیاده روی تفویض کرده اند. پارک فراهم بوسیله دوربین مداربسته است. هر چند دقیقه یک کود پاسبان یا نگهبانی با سواری در پارک گشت می زند. داخل نقطه های دنجی که ممکن است امکان خطا بالا باشد، کیوسکی گذاشته اند و نگهبانی تو آن نشسته است که هر چند دقیقه یک بار به دور و اطرافش سرک می کشد. پارک طالقانی بوسیله دوربین مداربسته حاضر است

سراغ یکی از حافظ ها می روم.

– اگه یه خانوم بخواد بیاد اینجا ورزش کنه، حمایت داره؟

– مثلا چه ساعتی؟

– شب. شایسته کردن ۹ و قصبه.

– تا روزگار ۱۲ شب اینجا شلوغه و نیروها بی آرامی گردش می زنن اما تکاپو کن عصرا بیای بازی. بهتره

کمی پایین تر، دکه ای است که چای، قهوه، سیگار و خوراکی می فروشد. جلو می روم و سوالی که از نگهبان پارک پرسیدم را از او حزن می پرسم.

– اوضاع اینجا یه سالِ پیش بی شمار بد وجود اما حالا خیلی بهتر شده. پلیس زیاد میره و میاد اما بازم باید مراقب باشی دیگه چون موبایل ربودن و کیف قاپی سابقه داشته.

پاییز، دلربایی های پارک را بیشتر کرده است. باد، لرزه ای بوسیله برگ ها می اندازد تا آرام آرام بریزند و آفتاب، سایه گرمش را روی زمین پهن می درنگ. ساختمان سیمانی غول پیکری روبه روی پارک سبز شده و دارد اوج می رود. از نگهبانی جلوی پارک می پرسم «اینجا قراره چی بشه؟» جواب می دهد: «یه پاساژ خیلی بزرگ». به جانب پایانه مسافربری شهری می روم. داربست ها و ساخت و سازها، مسیر مترو تا پایانه مسافربری را به یک راهروی تاریک سیمانی تبدیل کرده است. راهروی تاریکی، متروی حقانی را به پایانه مسافربری شهری وصل می کند

همان مکان دو کیوسک نگهبانی جانمایی کرده اند. یکی از نگهبان ها در ورودی سطر نشسته است و با موبایلش ور می جوی و نگهبان دیگری که به کمرش باتوم بسته، راهرو را رفعت و پایین می کند. جایی که سایه سیمانی بنای غول کالبد تمام می شود، راننده های تاکسی گرم صحبت هستند. جلو می روم و درباره امان همان محدوده می پرسم.

– خانوم این پل عابر پیاده روبه رو رو می بینی؟ اصلا امان زدودن. خیلی وقتا اسلوب اهانت گیری کردن. ما که مَردیم می ترسیم شبا دور و ور پارک بریم. شما که خانوم جوونی هستی جای خود داری.

به سمت مترو برمی گردم. چند صاحب منصب نماینده به همراه چند سپاهی روبه روی مترو ایستاده اند. زیرِ زمین، قهوه فروش جوانی از بیکاری سرش را روی صندوق گذاشته است. بعد از آنکه سفارشم را می دهم، کمی با او واقف صحبت و گفت می شوم.

– از امر و درآمدت شادمان ای؟

– هی. چن حین پیش اینجا رو دزد زده بود. زیرا که صندوقم رمز داشته و نتونسته بازش کنه قلک مسابقه رو برداشته بازداشت.

– مگه مترو دوربین مداربسته نداره؟

– چرا. اما بُرده دیگه. چی بگم.

قهوه ام را برمی دارم و روی پله برقی می ایستم تا زیرِ زمین بروم.

انتهای پیام