معماری که از بیع آسمان می گفت و به آسمان رفت!

بوسیله گزارش ایسنا، فرهاد احمدی ـ مهراز معمار و تنه هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی ـ پس از ماه ها مبارزه با بیماری عطارد صبح سه گانه شنبه ۱۱ شهریور ماه در سن ۷۰ سالگی درگذشت.

آیین خاکسپاری این هنرمند و مدرس دانشگاه امروز پنجشنبه، ١٣ شهریور ماه  در قطعه هنرمندان بهشت زهرا با تکریم پروتکل های بهداشتی برگزار شد.

احمدی توفیق های متعددی را در عرصه بین المللی به مشت آورده بود؛ معمار نخبه ایران در BIANUAL-GOLF بینال گلف معماری تو امارات ـ  دوبی داخل رابطه با هویت و معماری نوین و معرفی طرح ها، دریافت نشان و لوح زرین رتبه اول طراحی ابنیه دولتی و عمومی، معمار برگزیده آسیا درBIANUAL-ROROS معماری در نروژ به برهان نقشه کشی مرکز فرهنگی دزفول کمی از این عناوین است.

از جمله آثار مطرح این هنرپیشه می قابلیت به مرکز فرهنگی دزفول، ساختمان سفارت ایران داخل سئول، طرح سفارت ایران داخل استهکلم، ساختمانی مرکز فرهنگی فرشچیان اصفهان که کاندیدای کارمزد آقا ژنرال شد، طرح تالار شهرداری و مجموعه خدمات شهری تبریز و … اشاره کرد.

مرحوم احمدی سال ۱۳۲۹ تو ایالت آبادان متولد شد. او فارغ التحصیل رشته مهندسی معماری و شهرسازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران درون سال ۱۳۵۶ شمسی حیات. احمدی از یکسره معماران معاصر ایران به شمار می آمد که طرح های خود را با شوق آکادمیک و مبتنی پهلو اصول نظری تبیین شده ای طراحی می کرد و با تاکید پیاده شدن زمین مداری و پیوند محیط با فضا، معماری خاصی را پدید آورده بود.

به نعوظ کلی فرهاد احمدی داخل دو دهه گذشته در کنار آموزش معماری و مسئولیت های دیگر خود، حدود ۳۰ طرح ارائه کرد که اغلب آنها در حد ملی بوده اند و مضمون فرهنگی داشته اند. فرهاد احمدی از سال ۱۳۶۰ شمسی عضو هیات علمی کالج معماری و شهرسازی مثال بهشتی وجود.
 

آنچه درون ادامه می خوانید نرم کردن گفت وگویی است که خبرنگار ایسنا یک سال قبل با این هنرپیشه داشته است.

تابستان سال گذشته بود که روی موضوع آلودگی بصری شهری کار می کردیم. درون این راستا با معماران متعددی بخاطر طرح استفسار هایمان ربط گرفتیم و یا حضوری نزد آنها رفتیم. یکی از این معماران فرهاد احمدی بود که با دعوتش به دفتر او رفتیم و ساعاتی را بوسیله مباحثه درباره موضوع آلودگی بصری شهری تو بعد معماری پرداختیم.

این معمار ممتاز که خویشتن بر حفظ کردن هویت معماری ایرانی تأکید داشت نکات کلیدی و ارزشمندی را عنوان کرد که زمان حال به بهانه درگذشت او باری دیگر آن مصاحبه را پاشیدن می دهیم.

وقتی که معماری لاکچری شمرده شد!

به فرهاد احمدی گفتیم که برخی از معماران پارسا هستند، شاید ۱۰۰ سال زمان ببرد تا دوباره فضایی باثبات در تهران ایجاد شود. با خنده گفت: شاید به ۱۰۰ سال نیاز نباشد و یک عامل طبیعی همگی این آلودگی ها را از بین ببرد.

او درباره عواملی که این آلودگی ها از آن زاییده شده است ادامه داد: پس از پایان نزاع بوسیله ظهر توسعه در قلمرو بودند. بخاطر این فرمان به فعالیت بساز بفروشی که شاید ساده ترین راه ترقی برای ایرانی هاست، روی آوردند که اقتصاد ملک را غصه اسلوب می اندازد. البته در بسیاری از حصه های جهان نیز مدت هاست که بساز بفروشی رویکردی اقتصادی است؛ بجای با پاره های مختلفی در تولید، در تماس است و تولید شغل می کند. ولی داخل آن زمان پروگرام ریزی جامعی در زمینه تولید مصالح در اندازه نیاز و نیز ارتقای تکنولوژی تاسیس داخل داخل ناحیه رخ نگرفت و بویژه موارد تجملی در مسکن با در آمدهای نفتی از بیرون وارد می شد .

او افزایش کرد: البته چون مساله توسعه بوسیله قیافه عرشه بنایی مطرح نبود، داخل مساله پیدایش و ساز نیز به تدریج صدای زیر مردانه به تجمل و اصطلاحا لاکچری در پاسخ بوسیله نیاز طبقه متاخر نوکیسه که از رانت ها ودرآمدِ واردات متکی بر پول نفت سمین می شدند سرعت گرفت و حتی برای بناء های میان دستگاه سرمشق شد و بدین ترتیب با اتکا به صرفه جویی مصرفی ناشی از درآمدهای نفتی در جامعه، معماری بوسیله تدریج تغییر به یک فرمان لاکچری و سوداگرانه شد؛ بجای لازمه این لاکچری وجود داشتن را استفاده از نیکوترین مصالح و برگ می دانستند. در خراج واردات به رخ فراگیر باب شد و مساله ساختمانی به یک صنعت وابسته دگرگونی شد و ترقی ملی در این بن نقش ضعیفی یافت.

این معمار اضافه کرد که مسوولان و مدیران برای اینکه بساز بفروشی بتواند دنباله مشخص کند، اجازه دادند که شهرها ابتدا به بزرگ شدن کنند. او تشریح قسط: اینکه برای تاسیس و ساز بیشتر بناهای مسکونی خواه اداری مجوز صادر کنند یک مساله است، بحث دیگر عواملی مانند حمل و نقل، خدمات، مسائل ایمنی، گوناگون آلودگی داخل شهر، سرانه های فضای سبز و … است که باید در این راستا داخل رویت بگیرند. توجه به این عوامل درون شهرسازی و مساله توسعه پایدار نقشی اساسی دارد ولی متأسفانه نوظهور انگاشته شد؛ بوسیله همین دلیل تهران به قطع غیر قابل کنترلی از شرایط زیست خارج شد و دیدگاه سوداگرانه درون ساخت و ساز خیر پاسخ به زندگی با کیفیت انسانی، بلکه به تمامی شهرهای مبصر و کوچک ایران نیز کشیده شد.

طرح جامع تهران چه شد؟

او تو ادامه به نقش شهرداری ها و دیگر راه اندازی ها در وضعیت ایجاد شده صیقل و گفت: به عنوان میزان وزارت نیرو بخاطر اینکه تولید آب و برق داشته باشد و بتواند به سایر شهرها منتقل کند، از بودجه های ملی استفاده کرد. شهرداری ها نیز برای اینکه درآمد خود را به مشت بیاوردند، سعی کردند امورات خویشتن را با گرفتن تعرفه های پیدایش و ساز بگذرانند. آقای کرباسچی زمانی که شهردار تهران بود، از طرح جامع تهران ، بدون آنکه هیچ قانون جدیدی جایگزین آن شود، عبور کرد؛ تو حاصل برای مدتی چیزی به نام طرح تمامیت وجود نداشت، همانطوری که سازمان دستور کار ملغی شد و این مساله جهت هرج و مرج جدی تو ساخت و ساز شد.

این معمار بیان کرد که «امروزه می بینیم در تمای سطح یک قطعه زمین کوچک برجی ساخته شده که خیر بوسیله دسترسی های آن پندار شده و نه به زیرساخت ها. در نخست تعرفه تاسیس چنین مسکن هایی فراوان ارزان ارائه می شد که در نهایت جهت خیز برج حمل دلال ها و به حیات آمدن یکسری تولیدکننده خواه ابرسازنده شد که تعادل اقتصادی جامعه را به غصه ریختند. این افراد کامل شعارهایی را که از ابتدای انقلاب درباره مناقشه های طبقاتی و اقتصادی مطرح بود، زیر پا گذاشتند.

در نهایت یک طبقه ابتکاری کیسه ای به بود آمد که اندکی از آنها کسانی بودند که به برهان واردات در بازار رشد کردند و بخشی نیز بساز بفروش ها بودند.»

او با تقریر جملات رفعت امتداد داد: داخل این بین عزب چیزی که مطرح نبود آینده شهر و حقوق اجتماعی مردم بوده پس از دوران بازسازی بوسیله تدریج اجحاف بوسیله حقوق مدنی بی مهابا فاتحه شد و شهروندان نادیده پژمان شدند. مردم آفتاب، محرمیت، فضای باز و آرامش و آسایش و مصونیت خود درون مسکن سندیت را به بهای متراکم سازی سوداگرانه ولایت و فربه شدن گروهی نوکیسه از دست می دادند و می دهند و حتی تا تکمیل ساخت یک برج که می تواند چندین سال به طول کشد، می بایست متحمل انواع مزاحمت و آلودگی شوند و در این مدت چنانچه همسایگان آن بنای انبوه یا برج، خانه شان بدلیل خاکبرداری و عملیات سنگین ساختمان صدمه نبیند، قطعا دچار صدمات قطعی جسمی مسئله می شوند. تمام چیزهایی که با تاسیس آن بنا اتحاد می افتد، برای این است که شماره ای در جریان این مسائل متمول شوند و روز بوسیله روز به برش های اجتماعی بیشتر تحت بزنند. این یک اقتصاد ناسالم و سهو است که بدون توجه به جوانب و عواقب آن همه گیر شده است.

احمدی افزود: تو این ساخت و سازها هرگز بوسیله نیاز سکونت شهروندان پاسخ داده نشده است. بسیاری از این فضاهای مسکونی اداری تجاری که خیر عزب توسط بخش خصوصی بلکه با رانت های نهادها و موسسات دولتی مخلوق شده و مورد استفاده قرار نگرفته اند و درون حالی که هزاران جوان در شهرها بی ساختمانی هستند، واحدهای مسکونی فراخ بسیار ساخته می شوند و از فضاهای سکونت کوچک شهری خبری نیست؛ در حالی که درون این جا باید مساله پاسخگویی بوسیله حاجت شهروندان باشد نه سمین سازی سوداگران. البته بروز این اتفاقات در کشوری که برنامه جامعی ندارد متباعد نیست.

احمدی گفت که آلودگی بصری شهری تنها یکی از آسیب های بدون تجسس عمل کردن در شهر است؛ در برابر بخانه برگشتن ها آسیب دیگر در جامعه و اقتصاد پیوستگی بی ریا است.

او ادامه داد: البته تو گرداگرد مدرن کامل شهرهای ترقی یافته که در آن زمان در حال توسعه بودند، به سمت متراکم شدن حرکت کردند. آنها نیز در پرگیر هایی تجارب نامطلوبی داشتند ولی چون به جدیت، جای پا آمدها بازبینی می شد، مجاهدت کردند راهکارهای جایگزین بیابند. ولی ما زمانی که مسیرهایی را به لغزش می رویم، آنها را نقد نمی کنیم و جرأت این را نداریم که به قفا طرز حل هایی متفاوت و نتیجه بخش برای جامعه برویم. من به همراه دیگر دوستان، اندام جلساتی برای بررسی ساختمان های خاص قصبه تهران هستم و تلاش می کنیم تا ساختمان که میلیاردها برای آن نفقه می شود، حداقل سیمایی مطلوب داشته باشد، اما در نهایت مظفر نمی شویم؛ در مقابل از مقدمه طرح مساله اشتباه است و پرداختن به واضح مساله، مشکلی را حل نمی نرم .

این معمار نتایج نحوه شهرسازی و بناء سازی را مهم پر حرارت از عاملی مشابه آلودگی بصری تلقی کرد و گفت: زمانی که یک ساختمان بلند را کنار خانه های کوچک احداث می کنید، چند اتفاق می افتد؛ اولا داخل مدت ساخت آسیب های زیادی به همسایگان می زند، بعد از تکمیل ساختمان، تعداد رفت و آمد و اتوموبیل و توقف در اطراف آن بشدت افزایش می یابد و تراکمی به بود می آید که آسیب زننده است. با توجه بوسیله افزایش تعداد واحدهای مسکونی، بتدریج افراد ناشناس بیشتری تو محله حضور معلوم می کنند و شهر گرم تر و آلوده نم می شود و ساختار جمعیتی محله ها کاملا بوسیله غم می ریزد. در شهرهایِ واجد برنامه، این مسایل به تدریج قاعده مند شده اند و ضوابط شهری و نحوه ساخت و ساز، به تناسب با توسعه یافتگی به حقوق شهروندان جلال می دهد. مثلا اگر قرار باشد ساختمان پشته مصنوع شود تنها در بخش روشن و با شرایط خاصی ممکن است مجوز بگیرد، نیز با تلاش از بافت های تاریخی که نشانگر معیار انسانی، فرهنگ و هویت شهر است حفاظت می شود و زیر ساخت های شهری بخصوص محموله و نقل و پی آمدهای محیط زیستی آن مورد توجه استراحت می گیرد و بسترهای طبیعی با دقت نگهداری شده و توسعه می یابند.

او اضافه کرد: کمیت درختان که منشاء تنفس شهری است و دادن مجوزهای مناظره انگیزی بوسیله شهرت برج باغ، می تواند از ابداعات ما بشمار آید به ویژه که مادر سرزمین خشک و دشواری عمر می کنیم و هر درخت با مرارت جان می گیرد. از طرفی ساختمانی های بلندی که ذیل تأثیر سیلان مدرنیته درون شهرهای نوین تو حال توسعه ساخته می شود، موافق ضوابطی که اغلب توسط همان مشاوران خارجی توصیه می شود، دارای محوطه سازی های جانبی هستند و پیش دماغ های لازم جهت محلول دسترسی ها و جریان ترافیکی در آنها می شود. نه آنکه در پیاده شدن یک خیابان ۱۲ متری جواز ۵۰ طبقه بدهیم و نه عزب محوطه ای خلق نشود بلکه بوسیله تنگه هم اجحاف شود و ترافیک ثقل را همچنین بوسیله تنگه تزریق کند.

تماس متقابل دولتی ها و خصوصی ها

این معمار تفکر تیول داری در مدیریت دولتی و پاره های مخصوص در ساخت و ساز شهری را مساله اصلی ایجاد بی نظمی شهری دانست و گفت که به صورت نانوشته وحدتی بین این دو ایجاد شده است.

او ادامه داد: این امر نشان می دهد که طرح آمایشی بخاطر قلمرو وجود ندارد، که به خشکی امدن مبنای عدالت اجتماعی و پراکنش متعادل امکانات و ثروت در کشور باشد. در واقع هر نهادی مجوز این را دارد که با تکیه بر منابع و امکانات و نفوذ خویشتن به نوعی توسعه مشت زند و نهاد هماهنگ کننده بوسیله عارض توافقی عمل می کند خیر بوسیله شکل جامع نگرانه. برای شهید شریک شدن گاز خاطر می کند که مواجب اش این است که از نگرش منابعش در روال تاسر کشور گازرسانی نرم و اگر پول اضافی داشت با توافق با مشاوران و پیمانکاران خارجی یک ابر سازه بادید سمبلیک بخاطر این صنع بسازد که البته می شود با پولش بسیاری از مشکلات کشور مانند ساخت مدارس و یا خدمات اشتراکی را مطمئن کرد تو واقع آنها به این توجه نمی کنند که این تنها منبع مادی کشور باید صرف ضروریات مردم شود. این درون حالی است که یک صنع لشکری که عزب فرصت تنفسی داخل خصیصه شهر را در اختیار دارد آن را ملک شخصی خود تلقی می درنگ و با مصالحه به نهادهای دیگر بوسیله تدریج چیزی از آن برای مردم پایا نمی ماند، که به این طریق مدیریت تیول داری می گویند.

تو یک طرح آمایشی تمامیت در یک ناحیه توسعه یافته منابع به صورت نسبی مربوط به کل مردم هستند و امکانات به شکل مناسب و نسبتا متعادلی حتی برای روستاها در نظر گرفته شده است تا مردم مجبور نباشند برای ضروریات اولیه به شهرها مراجعه کنند؛ و یا تماشایی مهاجرت ها و خالی شدن بخشی از ناحیه باشند. البته همه این اتفاقات ناشی از نظام مدیریتی است که مطالبه گری و انتقاد مدنی را می پذیرد و زیر این فشارها تکاپو در پاسخگویی، افزودن حقوق شهروندی و عدل اجتماعی می کند.

او باز غصه بوسیله مناظره طرح جامع تهران اشاره کرد و گفت: در اینجا نه تنها طرح تام زیبنده نقد اساسی است، بلکه طرح تفصیلی همچنین بغرنج دارد. به یک باره درون شهرداری سر جدیدی رویه می شود و می گویند دو اشکوب تشویقی بوسیله آنچه که برای یک منطقه گلچین شده افزایش کنید، خب به دید می رسد که این ارزش تاسیس و ساز یدکی حزن پول بیشتری از محل فروش غلظت یکروز شهرداری می کند و هم فضای سکونتی بیشتری تولید می شود، تو حالیکه اگر تاثیرات جانبی و اهتزاز مدت آن را مطالعه کنند، وارد خواهند شد که تا چه حد ضایع مردم را ارزان به فروش رسانده اند و چقدر مشکلات شهر را در تمامی ابعاد افزایش داده اند و نخواهند توانست با چندین برابر پول دریافتی آن را ترمیم کنند. مدیریت شهری علاوه بر اضافه کردن تاثیرات منفی گفته شده در شهر، به نوعی نه تنها عرصه های باز شهری بلکه عرش را همچنین می فروشد و علاوه پیاده شدن دادن زیر ساخت هایی مانند، آب، برق، تلفن، گاز، ارتباطات، ترافیک و … که بوسیله قول خودشان داخل همه موارد یارانه می پردازند (که معنایش این است که حقوق سایرین را تضییع و تبدیل به منافع سازندگان می کنند) و اگر مساله سود سرشار و تورم را بی قراری بوسیله آن بیافزایند صاحبان این ساختمان ها را به منفعت مالی بالایی می رسانند؛ اینها نابرابری وحشتناکی ساختن می کند، این نابرابری ها تنها درون شکل و اندازه ساختمان ها نیست، بلکه تو مسائلی مانند ترقی جامعه، قسط اجتماعی، تخریب برگشت ناپذیر محیط زیست و امکان حیات و لذت بردن از شهر همچنین است.

این هنرپیشه معمار گفت که اکنون، با این دید سوداگرانه ای که ظاهر کرده ایم، شهر کم انبوهی را کلنگی و مستحق تخریب می دانیم.

او نیز دلال های ساخت و ساز را به کاراکتر پلنگ صورتی شبیه کردن کرد که در هنگام گرسنگی همه چیز را مانند مرغ بریان می بیند.

احمدی اقرار کرد که یک بساز بفروش زمانی که بوسیله دهکده نگاه می کند، تمام ساختمان ها را به عنوان فرصتی برای خرابکاری و ساختن می بینند. البته مردم نیز گاهی اوقات با دیدن پشته روبیدن بها زمین خود و کوفته شدن خانه شان، حرص کار می شوند و خیلی مایه تسلی بوسیله پیدایش های انبوه جثه تو می دهند .

او درباره از بین بردن لیف تاریخی شهری گفت: اینک مدخل های ابدی مانده از لیف تاریخی دهات را بوسیله عنوان یک بافتن کوفته و فرصتی بخاطر انبوه سازی و بلندمرتبه سازی می بینند. به این ترتیب نه تنها تمام آن عوارضی که گفته شد افزایش معین می کنند بلکه انگیزه می شود تا خاطره تاریخی و منبع شهروندان همچنین از بین برود. حالا قبیله جدید نمی داند تهران چه بوده است و تصورش از قریه همین گونه کنونی است، تو صورتی که خاندان قبلی برداشت دیگری از روستا دارد.

برای مثال مبرا سازی فداکار از ابنیه در خیابان انقلاب، یادآوری یک سر از معماری است که در یک دوره تاریخی درون شهر تهران متداول بوده و بدان هویت می بخشیده که در وضعیت کنونی بسیاری از این بناها یا داخل معرض جایگزینی با مسکن های ناهنجاری هستند، یا به شدت مندرس و یا در تهدید تخریب قرار دارند، بدین نظم چهره مهمترین خیابان شهر ناموزون شده است. البته گاهی اوقات میراث فرهنگی بوسیله رخ گزینشی کارهایی می نرم مثلا جلوی خرابکاری ساختمانی علیزاده را درون الهیه گرفت زیرا این ساختمان نیز می رفت تا تحول بوسیله یکی دیگر از برج های نامطلوب تهران شود. ولی مگر میراث می تواند جلوی خرابکاری چند ساختمانی از این نوع را بگیرد؟ با کدام پول؟ این امر باید با یک خیال و فرهنگ همراه باشد و به قانون تبدیل شود. همانطور که گفتم طرح جامع و تفصیلی باید تحول بطی ء. البته اگر غصه دگرگونی کند، مقدور است نهضت های اجتماعی به بود آورد؛ بجهت بوسیله یک عده حقوق غیر مشروعی داده شده که از روش بساز بفروشی ثروتمند شوند . این خودش روانی ای است که مدیریت شهری از آ ن واهمه دارد؛ بمنظور یک حقی را بوسیله ناحق به آدم داده شده و زمان حال نمی نبوغ آن را پس گرفت.

احمدی گفت که «بی اندازه از افرادی که درون کار بساز بفروشی هستند باور دارند این امر استوار است و حتی تو توجیه می گویند که مثلا شهرهای تاریخی اروپایی کبد طبقه بوده اند، اما توجه نمی کنند که اولا در همان اطراف ها شهرهای ما به دلایل زیادی بجز موارد خاص بیش از دو اشکوب نبوده و همچنین درون آن شهرها زمانی که تنش فرانسه روی عدالت و باغات و دژ های اشراف و سلطنتی مصادره شدند، داخل هیچگاه کدام از آنها بساز بفروشی نشد و آنها را به عنوان تنفس گاه ها شهری و اموال عمومی برای مصرف مردم حفظ کردند. در حالی که برخی از بنیادها در این سال ها اغلب باغ های مصادره شده در شمیرانات یا تا اینکه مرکز دهات را گرفتند، یا فروختند و یا درخت ها را وزن کردند، جای آنها ساختمانی های متراکم و نامطلوب ساختند.»

حل این مشکلات سرود قوی می خواهد

«من در اینکه اتفاقی بیفتد و شرایط شهرسازی و معماری ما بهتر شود، هوی چندانی ندارم. این امید نه به مدیریت کنونی می جوی و نه هیچگاه مسئول دیگری که بیاید و بگوید که تا الآن هرچه کرده ایم اشتباه بوده و از حالا آن را متوقف می کنیم. در برابر به بخشی تصمیمات صحیح و اعمال آن حاشیه دارد که عملا اجرای آن را ممکن نمی سازد.

جامعه کنونی تغییر کرده است و درون این سال ها روحیه سوداگری و فرصت طلبی نمو کرده و اغلب برای منافع بیشتر به حقوق بی قراری تجاوز می کنند. این امر درون مساله ساده رانندگی تا ساخت و ساز دیده می شود. حل این مشکلات یک اراده قوی و برنامه درست می خواهد.»

این معمار دنباله رحم: تا زمانی که طرز تفکر و نقد بسته شده باشد، هیچ ائتلاف خاصی درون این اساس درون هیچگاه اطراف ای نخواهد افتاد. این مشکلات باید از راه علمی حل شود و خیر سیاسی. مثلا داخل صداوسیما به جای بسیاری از مطالب که پخش می شود، بگویند که قوانین شهرسازی باید چگونه باشد.

او درباره سرمایه گذاران ساختمان های اهتزاز نیز گفت: بی شمار از ساخت و سازهایی که می بینید را سازمان های متنوع انجام می دهند، درواقع با پول خود روی یک پروژه ساختمانی سرمایه گذاری نمی کنند. مثلا بیمه خواه بانک ها پول مردم را می گیرند و برج می سازند. درواقع فکر می کنند از این راه می توانند به مردم سود پول بدهند، در حالیکه در متشنج قرار داریم که این فرمول ها جواب نمی دهد ولی باز بی قراری بی توجهند و برج می سازند. الآن که ساختمان گرانبها شده باید دید چقدر در بازار معامله و فروش می شود، چه کسی می آید متری ۵۰ تا ۶۰ میلیون خرید و فروش کند. مگر چقدر قدرت خرید تو اجتماع وجود دارد؟ مسکنی که متری دو تا سه میلیون داخل جامعه باریک اند، الان متری ۱۰ تا ۱۲ میلیون شده است. کدام جوانی می تواند با این بیکاری و وضعیت اقتصادی این طور مسکنی را خریداری کند؟

ساخت ساختمانی های ایرانی چه اصولی داشته است؟

احمدی تو ادامه ی این گفت وگو گریزی به تاسیس بنا درون قبل از ورود مدرنیته به ایران زد و گفت: درون طول کتاب دو اصل ترتیب شناسی را متعاقب کرده ایم. تو اطراف سنت، مساله هارمونی و هماهنگی مطرح بوده است. سبب اندوه این بوده که آثار به وجود آمده از یک زمینه برخاسته بودند و جبرهایی که در بستر بوده، اذن نمی داده اینها تو تضاد قرار بگیرند. مثلا در یزد ساختمان ها همگی خشتی بوده اند. زمین بیس بال هم چون مقاوم نیست باید به صورت توده های ضخیم کاربرد می شده و برای اینکه این فرمان را انجام دهند، باید از مصالح زیادی از قبر کاربرد می کردند که آن بی آرامی سنگین است نمی توان جا بوسیله جا کرد. برای همین در همان محل بنا بخاطر ساخت خانه، مزار استحصال می کردند و خانه را می ساختند. درواقع خانه یزدی را از در زمینش می کنند، آب می زنند و همان جا بر هم سوار می کردند. این حکم با اقلیم آنها غم قابل بوده است. معماری سنتی ما خواسته یا شیفته مهدگرا است که به شما با حداقل مداخله آسایش می دهد.

او ادامه عدل: تو همیشه زمانی که در داخل صحن خود، خانه ای می ساختید همسایه شما اصلا خبردار نمی شد؛ مربوط به دیواره ها ضخیم بودند و آن زمان از ماشین خاصی تیمار برای ساخت خانه کاربرد نمی شد. از لحاظ ارتفاع نیز، مثلا لازم بوده خشت را تا یک یا دو طبقه پشته ببرند و یا به صورت خاصی طاق بزنند و همین جلوگیری از مزاحمت می کرده است.

داخل جزء های دیگر دنیا نیز هارمونی در معماری بود داشته است، به ظهر تحولات مدرن در مغرب به تدریج مساله زیبایی شناسی تئوریزه شد. از طرفی تو هر دوره چیزی به اصول زیباشناسی و ساختمان سازی اضافه می شد، آنها نیز به رخ هماهنگ و هارمونیک عمل می کردند تا اینکه به دوران مدرن رسیدند. اصولا مدرنیته خود یک فرمان ساختارشکن است و در آن فرق یا بدعت به عنوان عنصر تلقی می شد، در حالی که هنوز بیانیه های ایدئولوژیک در آن وجود داشت.

این معمار می گوید که ناچیز کمینه با نهادینه شدن مدرنیته و تغییراتی در ادب شهرنشینی در اروپا و برای اینکه بتوانند ترقی و کیفیت شهر را کنترل کنند، دانش شهرسازی که از رنسانس بوسیله ترتیبی مطرح بود قوام جدی گرفت و طرح های جامع پدید آمد.

او تکثیر کرد که «در شهرسازی مدرن صحبت از این وجود که در سنت، حیاط، خانه خواه خیابان کوچک اختصاصی است، درحالی که حالا می قابلیت برزن ها را با هم جمع کرد و شاهراه ساخت و یا محوطه های مخصوص را جمع کرد و پارک ایجاد کرد و زمین های مصنوعی ساخت و بر روی آنها ساختمانی ها را قرار عدالت و مسایل بسیار دیگر برای تحقق پذیری مکانی برای عارضه شادکامی جامعه بوسیله وجود آورد. بنابراین الگوی جدیدی تو دهات سازی پدید آمد که بر اساس آن شهرها نمو کردند. مثلا تو یک محله تعداد داروخانه، سوپرمارکت و یا فاصله پیاده آنها را از منازل و یا رله اتوبوس داخل نظر گرفته شد . این اصول در ایران نادیده گرفته شده و داخل دهه ۴۰ تو ایران متوجه شدند که باید یک طرح جامع و تفصیلی تنظیم کنند و در نهایت در دهه ۵۰ یک طرح جامع بخاطر تهران نقشه کشی شد و یک سری قانونمندی بوسیله وجود آمد که تا مدتی بعد از جنگ ادامه داشت ولی در زمان باز سازی بوسیله اسم توسعه، این طرح تام را زیر پا گذاشتند.»

این معمار گفت: شهرهای اهمیت که مخلوق ایم، استثنا از اینکه مصرفی هستند، همه بمب ساعتی اند. از طرفی آمار منکر و کشتار بالا رفته بجای اصلا معلوم نیست آدم ها مربوط به کجا هستند. مهاجرت ها وجابجایی ها مسایل فرهنگی را تحت تاثیر راحتی داده اند.

آیا می توان معماری ایرانی را پیاده کرد؟

فرهاد احمدی با اقرار اینکه پیش از این تلاش کرده تا از معماری ایرانی بیاموزد، در عین حال تشریح داد: مفهوم این نیست که معماری سنتی را تکرار کنید، بلکه باید از فلسفه، محتوا و دیدگاه در تاریخچه آموخت. نه اینکه یک خانه جدید را کاملا با تقلید از سنت بسازیم. البته بناء جدید نیز می تواند پهلو اساس آموخته هایی از معماری ایرانی باشد. تو تلاقی با این مساله می شود دو کار کرد؛ اول اینکه اگر همت کنیم آن چیزهایی که از تاریخ برایمان به مکان مانده را مرمت و فعال کنیم. دوم با توجه به اینکه به دلایل موقعیت جغرافیایی، ما همواره در معرض تعامل با فرهنگ های انواع بوده و از آنها آموخته ایم ، از یک سو این حروف تاریخی را به مداقه مورد مطالعه قرار داده، از سوی دیگر سعی تو ادراک عمیق آن چیزی که جریان عمومی هستی شناسی درعرصه جهانی است و تاثیرات آن را در ژانرهای معماری بین المللی بشناسیم و جدیت کنیم تا نوعی تالیف متفاوت و مربوط به این ناحیه پدید آوریم.

او داخل ادامه به بناهای رومی تو تهران صیقلی و گفت: معماران درون ساخت بناهای شبه کلاسیک، اکثرا دستورالعمل های کلاسیک را نمی شناسند و تنها تقلید ظاهری وخارج از اصول از آن می کنند. این ها بناهایی هستند که تنها تیر های ضعیف و تقلیدی را درون نمایشان دارند و داخل بنا هیچ ارتباطی با بیرون آن ندارد. این سبک معماری بوسیله برهان داشتن قدمت بالا، تجمل و تعلق به ادب تاریخی غرب، بخاطر اجتماع نوکیسه خالق نوعی تفاخر و پیش روی طبقاتی است. البته این مساله در امریکا نیز بود دارد و وافر از سلبریتی ها ترجیح می دهند داخل دژ های کلاسیک و به اصطلاح لاکچری عمر کنند. ولی تفاوت آنها این است که این زیباشناسی مربوط به عقبه فرهنگی خودشان است و بناها لااقل با تعظیم اصول و دقت ساخته می شوند.

انتهای پیام